ازدواج موفق شما را به آرامش خواهد رساند

در دو مطلب قبل در مورد دو باور غلط شما در مورد زنان حرف زدیم. باور اشتباه اول این بود که تصور کنیم برای جذب زن دلخواهمان و ازدواج موفق با وی، باید خوش قیافه یا پولدار باشیم. بعد باور بعدی را بررسی کردیم: اینکه تصور کنیم می دانیم زن ها چه می خواهند.

اگر هنوز مطالب قبلی را نخوانده اید، اول آنها را بخوانید و بعد به خواندن این مطلب ادامه دهید.

چه جملات و رفتاری باعث می شود که زن رویاهایتان مجذوب شما شود

واقعا فکر می کنید زنان را می شناسید؟

در این مطلب به باور اشتباه سوم می پردازیم که بیشتر به دنیای بعد از ازدواج مربوط می شود. اما اگر مجرد هستید، همچنان به دانستن آن نیاز دارید. اگر از آن آگاه نباشید، به احتمال زیاد زن نامناسبی را به زندگی خود جذب خواهید کرد و بعد از خود خواهید پرسید که چرا علیرغم تلاش های مداومتان، رابطه مشترکتان همیشه دچار مشکل است.

باور اشتباه سوم: یک ازدواج موفق شما را به آرامش خواهد رساند

مهمترین خواسته ی مردان از ازدواج، رسیدن به آرامش است. من از تعداد زیادی از خوانندگانم در این مورد نظرسنجی کرده ام و بیشتر از ۸۰% آنها گفته اند که هدفشان از ازدواج، رسیدن به آرامش است. آنها تصور می کنند که یک ازدواج موفق آنها را بالاخره به آرامش می رساند.

متاسفانه باید خبر بدی به شما بدهم: این انتظاری اشتباه است!

البته بستگی به این هم دارد که “آرامش” را چگونه معنی کنیم. اما اگر فکر می کنید که در یک ازدواج موفق، شما با همسرتان تفاهم خواهید داشت، به ندرت با هم دعوا خواهید کرد و آب در دلتان تکان نخواهد خورد، سخت در اشتباهید.

اگر به دنبال این نوع خاص از آرامش هستید، بهتر است بجای ازدواج موفق، مراقبه کردن را یاد بگیرید. در تنهایی، مراقبه کنید و ذهنتان را ساکت کنید و از این حس آرامش بی انتها، لذت ببرید.

اجازه دهید حقیقتی را به شما بگویم که بسیار عجیب و غریب به نظر خواهد رسید و شاید خیال کنید که من دیوانه شده ام. خوب به این نکته توجه کنید:

هر چقدر زن و مردی، بیشتر عاشق هم شوند و رابطه ی آنها عمیقتر شود، بیشتر با هم دعوا می کنند!

هر چقدر شما زنی را بیشتر دوست داشته باشید، مَنِش و جایگاه اجتماعی وی برای شما مهمتر می شود و بیشتر در زندگیش دخالت می کنید. البته عکس این عبارت هم درست است: یک زن وقتی شما را بیش از حد دوست داشته باشد نمی تواند ضعف و ایرادات شما را بپذیرد و مرتب شما را به سمت جلو هُل می دهد، حتی اگر نخواهید!

آیا فکر می کنید که بعد از ازدواج می توانید به طور کامل به همسرتان مسلط شوید و به وی دستور دهید که چه رفتاری داشته باشد؟ فکر می کنید می توانید به وی بگویید که توقعاتش را پایین بیاورد و همیشه با چیزهایی که دارید کنار بیاید؟

خیلی از مردان، چنین پیش فرضی دارند. به همین خاطر پس از ازدواج کاملا جا می خورند و حس می کنند که دیگر قدرتی ندارند.

اگر حتی در گذشته چنین پیش فرضی درست بود، امروز کمتر از پیش صادق است. تمام جوامع به سمت تعادل جنسیتی می روند. این بدین معناست که شما نمی توانید خواسته های خود را به همسرتان تحمیل کنید. اگر حتی موقتا وی به حرف شما گوش کند، در بلند مدت احساس تحقیر شدن خواهد کرد و به شکلی دیگر به رابطه آسیب خواهد زد.

قصد ندارم که اینجا درباره ی دیگران قضاوتی بکنم. نمی خواهم به کسی بگویم که چطور زندگی کند. شما می توانید حرفهای من را بپذیرید و یا رد کنید. البته نگرش فعلی شما هم به نظر نمی رسد که چندان برایتان نتیجه بخش بوده باشد. پس اجازه دهید یک نگرش جدید در مورد عشق و ازدواج به شما بدهم که قبلا کسی به شما نداده است.

وقتی که من به زندگی زوج هایی نگاه می کنم که شدیدا عاشق هم هستند و از هم خسته نمی شوند، می بینم که زندگی بسیار پُر تلاطمی دارند. مثلا اندکی پس از آشتی، دعوای دیگری شروع می شود. هر کس که از بیرون به زندگی آنها نگاه کند، تصور خواهد کرد که خیلی با هم مشکل دارند. اما واقعیت چیز دیگری است. آنها با هم مشکل ندارند، بلکه بیش از حد با هم درگیر هستند!

به عبارت دیگر بیش از حد به اهداف و نگرش یکدیگر اهمیت می دهند و می خواهند شریک زندگیشان با سرعت بیشتری پیشرفت کند.

آنها هرگز کوتاه نمی آیند. آنها همیشه بهترین را برای همسرشان می خواهند. به همین خاطر زیاد جر و بحث می کنند. اما هیچ یک از این مشاجرات، یک دعوای بزرگ نیست. بلکه جهشی است کوچک به سمت جلو!

مردانی که در اینچنین رابطه ای هستند، هرگز خیانت نمی کنند. آنها اصلا نمی توانند به زن دیگری فکر کنند. آنها وقتی برای خیانت ندارند. اگر زیباترین و جذابترین زن دنیا را هم کنار این مردان قرار دهید، آنها نمی توانند وی را ببینند. چرا؟ چون شدیدا درگیر زن خودشان هستند. اول از همه باید وی را مجاب به کاری کنند یا چاره ای برای دعوایشان پیدا کنند!

و فکر نکنید که این کشف مهم را من به تنهایی انجام داده ام! در طول سالهای گذشته، با زنانی آشنا شده ام که به طور غریزی و ذاتی این کار را انجام می دادند. اگر از بیرون به آنها نگاه می کردید، تصور می کردید که همسرشان را دوست ندارند، در حالیکه عمیقا عاشق شوهرشان بودند. یکبار به یکی از همین زنان عاشق پیشه، توضیح دادم که با شوهرش چکار می کند. به وی گفتم که چگونه به طور ناخودآگاه همسرش را با دعواهای کوچک، مدام تحریک می کند. واکنش وی برایم جالب بود. پس از کمی تامل، حرفهایم را تایید کرد و گفت نمی تواند روزی را تحمل کند که در آن همسرش با وی حرف نزند. موقعیکه بینشان دعوا می شد، وی حضور کامل مردش را احساس می کرد و مطمئن می شد که می تواند قلبش را به وی بسپارد.

وقتی من از کسی می شنوم که در درجه ی اول انتظار دارد که با همسرش “تفاهم مطلق” داشته باشد و دوستان خوبی برای هم باشند، می توانم حدس بزنم که در آن رابطه، شور و نشاط زیادی وجود نخواهد داشت. شور و نشاط و عشقِ سوزان زمانی به وجود می آید که انرژی زیادی در بین دو طرف، در حال حرکت باشد. و برای ایجاد انرژی زیاد، شما نیاز به دو قطب مخالف دارید: مثبت و منفی، زن و مرد، آزاد و محافظه کار، فعال و آرام، سرد و گرم. شما اگر به دنبال “دوست خوب” هستید، نیازی به ازدواج با زن ها ندارید، همین الان هم دوستان خوبی دور و برتان هستند!

و من خوب به یاد دارم که چگونه همین تفاهم و آرامش عمیق، باعث متلاشی شدن ازدواج یکی از دوستان خوبم شد. خانم وی، به معنای واقعی کلمه فرشته بود. بسیار متین، مودب، آرام، حرف گوش کن و راضی از شوهر. اما زمانیکه دوست من به طور اتفاقی با خانمی آشنا شد که بسیار ناآرام، ماجراجو و تا حدی خشن بود، زندگی اش به لرزه درآمد. حال دیگر نمی توانست به همسر خودش فکر کند. من و دوستان دیگرش بارها با وی صحبت کردیم تا از تصمیمش برای جدایی منصرف شود. اما اگر شما گروهی از قوی ترین مردان دنیا را نیز برای متقاعد کردن مردی که عاشق زنی شده بسیج کنید، باز هیچ فایده ای نخواهد داشت. انگار که ما داشتیم با دیوار صحبت می کردیم. آن زن جدید، به طور کاملا اتفاقی، چنان دنیای وی را به لرزه درآورده بود که کاری از دست ما بر نمی آمد. نتیجه این شد که از همسرش طلاق گرفت و بلافاصله با زن دیگر ازدواج کرد.

مطالب مرتبط : 

چگونه یک ازدواج موفق موفق داشته باشیم؟

رازهای یک ازدواج موفق چیست؟

پس یادتان باشد که زن و شوهرهایی که واقعا عاشق هم هستند، بیشتر با هم دعوا می کنند. از همین رو، “عشق” برای کسانی که قلب ضعیفی دارند اصلا توصیه نمی شود! به قول مولانا:

جمله ی بی‌قراریت از طلب قرار تست

طالب بی‌قرار شو تا که قرار آیدت

جمله ی بی‌مرادیت از طلب مراد تست

ور نه همه مرادها همچو نثار آیدت

عاشقِ جورِ یار شو عاشق مهرِ یار نی

تا که نگارِ نازگر عاشق زار آیدت

وارد بازی عشق نشوید، مگر آنکه اول قواعد آن را یاد گرفته باشید. یادتان باشد که اگر شما در طول رابطه با یک زن، لحظه ای ندانید که چه احساسی در درون، وی را هدایت می کند، هزینه ی بسیاری برای آن پرداخت خواهید کرد. ممکن است وی نسبت به شما بی علاقه شود، یا فکر کند که انتخاب اشتباهی کرده است. شما نمی توانید اجازه دهید که همسرتان فکر کند که شما مرد ضعیفی هستید و وی باید مثل کودک شما را نشانده و الفبای عشق را به شما یاد دهد. از دیدگاه زنان، کسی آن مرد رویایی آنهاست که بتواند فکر آنها را بخواند و نیاز نباشد که همه چیز را برای آن مرد توضیح دهند.

آیا فکر می کنید که این خواسته زنان، غیرمنطقی و غیر عملی است؟؟ به دنیای عشق خوش آمدید! منطق و چارچوب های معقول خود را بیرون از این دنیا پارک کنید و فقط با قلبتان وارد شوید. از دیدگاه زنان، عشق یک نمودار یا نقشه نیست. عشق یک رویاست. زنان دوست دارند که حس کنند در رویا زندگی می کنند. هر چقدر آن رویا دست نایافتنی تر باشد، برایشان جالبتر است.

شما نمی توانید که به دنبال یک رابطه ی بی سر و صدا و راحت باشید. شاید اکنون از یک رابطه ی پر سر و صدا و متلاطم بترسید، اما اگر مهارت های لازم به عنوان یک عاشق را داشته باشید، کنترل بیشتری روی شرایط خواهید داشت و با اعتماد به نفس در این مسیر قدم خواهید گذاشت.

آیا فهم این تناقض دشوار به نظر می رسد؟

اجازه دهید مثالی برایتان بزنم. آیا تا حالا سوار ترن هوایی (roller coaster) شده اید؟

اگر حتی خودتان نخواستید سوار شوید، حتما دیده اید که چطور آدم های دیگر برای خرید بلیط آن صف می کشند. اما چرا ترن هوایی اینقدر برای ما هیجان انگیز و جذاب است؟

ترن هوایی به ما اجازه می دهد تا ترس و وحشت را به طور کنترل شده ای تجربه کنیم. ما تا حد زیادی خیالمان راحت است که مهندسین طراح آن، فکر امنیت جان ما را کرده اند. اما با این همه، وقتی سوار آن می شوید نمی توانید احساس امنیت کامل کنید! به طور ذهنی می دانید که امن است اما قلبتان احساس ناامنی می کند.

این تناقض درونی، ما را تحریک می کند و به هیجان می آورد.

عشق نیز جز این نیست. عشق یعنی رسیدن به چیزی که رسیدنی نیست و یا نرسیدن به چیزی که رسیدنی است!

می بینید که چقدر شفاف و بدون تناقض حرف می زنم؟! نیاز به تشکر نیست. خودم می دانم که چقدر معلم خوبی هستم.

در مطالب های بعدی تکنیک های اصلی را به شما یاد خواهم داد. اما باید صبور باشید و بدانید که در یک مطلب من نمی توانم در مورد همه ی جزییات صحبت کنم. یادتان باشد که این یک مسیر طولانی است و باید کم کم خود را تغییر دهید. شما نمی توانید یکشبه عوض شوید و هیچ کس هم از شما چنین توقعی ندارد. قدم به قدم جلو خواهیم رفت و لایه های متعدد دنیای عشق را با هم کنار خواهیم زد. شما دکمه های احساسی زنان را یک به یک یاد خواهید گرفت و خواهید دانست که چطور باید در زمان مورد نیاز، یکی از آنها را فشار دهید تا روی او تاثیر بگذارید و همیشه در کنار شما بی قرار و ناآرام باشد!

اما اگر عجله دارید که خیلی زودتر و سریعتر جلو بروید و به طور ریشه ای این مشکلات را حل کنید، خبر خوبی برایتان دارم.

باور غلط اول: برای بدست آوردن زن دلخواهتان باید پولدار یا خوش قیافه باشید

باور غلط دوم: فکر می کنید می دانید که زن ها چه می خواهند!

باور غلط سوم: یک ازدواج موفق شما را به آرامش خواهد رساند

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده nasleweb
بارگذاری بیشتر در تازه عروس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

چه جملات و رفتاری باعث می شود که زن رویاهایتان مجذوب شما شود

چه جملات و رفتار، باعث می شود که زن رویاهایتان مجذوب شما شود، و فقط به شما فکر کند زن رویا…