چه جملات و رفتار، باعث می شود که زن رویاهایتان مجذوب شما شود، و فقط به شما فکر کند

زن رویاهایتان مجذوب شما نیست ؟ زمانی که من تصمیم گرفتم تا نقاط ضعفم را در دنیای عشق و عاشقی برطرف کنم و زن دلخواهم را بدست آورم، کتاب های زیادی خواندم. هر کسی که ادعا می کرد می تواند این هنر را به من بیاموزد، سراغش رفتم. اما توصیه های آنها در اغلب موارد بی فایده بود. نهایتا احساس کردم که توصیه های آنها بیشتر دارد من را به یک زن تبدیل می کند، که می تواند دوست خیلی خوبی برای زن ها باشد، اما هرگز نمی تواند آنها را عاشق و دلباخته ی خود کند.

اگر شما نیز از گوش دادن به توصیه های بی نتیجه دیگران خسته شده اید، جای درستی آمده اید. یادتان باشد که شما یک مرد هستید و باید یک مرد باقی بمانید. اگر بخواهید رفتار خودتان را بر مبنای توقعات یک زن شکل دهید، دیگر برای وی جذابیتی نخواهید داشت. زنان (برخلاف چیزی که غالبا می گویند) عاشق مردی می شوند که بتواند دنیایی فراتر از احساسات و توقعات خودشان به آنها نشان دهد. لطفا آن پنبه ها را از گوشهایتان دربیاورید و اجازه دهید که در چند روز آتی من از زاویه جدیدی، عشق را به شما نشان دهم. اگر خوشتان نیامد باز می توانید به دنیای قبلی خود باز گردید. اما لااقل این فرصت را به خودتان بدهید که نگرش من را اول بیازمایید و بعد در موردش قضاوت کنید.

اما اجازه دهید همین اول هشدار مهمی به شما بدهم:

من قصد ندارم که در اینجا تکنیک ها و فنونی به شما یاد دهم که با کمک آنها زنان را اغوا کنید و آنها را وادار به کاری کنید که خلاف خواسته و مصلحتشان است. من تا مدتها شک داشتم که یاد دادن این تکنیک ها بدین صورت، کار درستی باشد. اما در طول چند سال گذشته فهمیدم که مردان ناسالم و عُقده ای زیادی با سواستفاده از این نکات، مشغول بازی کردن با احساسات زنان هستند. و در همان حال، مردان بسیار سالم و صادقی را دیدم که بخاطر ندانستن این نکات، متاسفانه قادر نبودند حتی کاری کنند که زن دلخواهشان آن ها را ببیند و متوجه حضورشان شود. در همین لحظه بود که من تصمیم گرفتم این دانش را به مردان دیگر نیز بیاموزم تا جلوی آن مردان حقیر و ناسالم را بگیرم.

به اعتقاد من، هر مردی که قلب زنی را می شکند و یا از احساسات آنان سواستفاده می کند، یک انسان خودخواه است که به منافع همه ی مردان ضربه می زند. در واقع او به همه ی بشریت خیانت می کند. اگر مردان ناسالم، کنترل بیشتر زنان را در دنیای عشق به دست بگیرند، زنان تصور خواهد کرد که همه ی مردان اینقدر حقیر و پست هستند و در نتیجه دریچه ی قلبشان را به روی تمام مردان خواهند بست.

پس، از آموزش های من آگاهانه استفاده کنید و هیچ وقت از آنها برای وادار کردن زنی به کاری که صلاحش نیست یا خودش دوست ندارد، استفاده نکنید.

قبوله؟

پس اگر جوابتان مثبت است می توانیم برویم سر اصل مطلب. می خواهم سه باور غلط مردان در ارتباط با زنان را امروز افشا کنم. اگر شما فقط از این اشتباهات آگاه باشید و مثل ۹۰% مردان دیگر، به طور ناخواسته مرتکب آنها نشوید، تضمین می کنم که شانس تاثیرگذاری شما روی زنان ده برابر بیشتر خواهد شد. اما اگر از این اشتباهات رایج آگاه نباشید، هیچ کس نمی تواند به شما کمک کند. شما روز به روز بیشتر در دنیای عشق و عاشقی ضربه خواهید خورد. زن دلخواهتان از لای انگشتان شما سُر خواهد خورد و یا همسرتان از هر فرصتی برای غُر زدن استفاده خواهد کرد. پس با دقت این خبرنامه را بخوانید و ابزار حواس پرتی را نیز کنار بگذارید. خبرنامه های من برای سرگرم شدن شما نوشته نشده است. ما کارهای مهمتری داریم و بهتر است وقتمان را دیگر هدر ندهیم:

 

باور غلط اول: برای بدست آوردن زن دلخواهتان باید پولدار یا خوش قیافه باشید

آیا فکر می کنید که زنان، فقط جذب مردان ثروتمند و یا خوش قیافه می شوند؟ آیا فکر می کنید که بخاطر نداشتن شرایط مالی خیلی خوب، قادر نیستید که زن دلخواه خودتان را بدست آورید؟ آیا فکر می کنید که برای بدست آوردن زنی که دوست دارید، اول از همه باید بتوانید پولدار شوید؟

اگر این طور فکر می کنید، من اصلا تعجب نمی کنم. ۹۰% مردان دیگر نیز فکر می کنند که فقط با نمایش پول و دارایی های دیگرشان می توانند زن دلخواهشان را تحت تاثیر خود قرار دهند.

اکثر ما مردان، این ایده را به طور ناخواسته از خانواده دریافت می کنیم. سپس جامعه نیز آن را در ما تقویت می کند. حتی دوستان نزدیک ما که در دنیای عشق وضعیتشان بهتر از ما نیست، این ایده را در ما تقویت می کنند. پس ما هم چاره ای نداریم جز آنکه آن را به عنوان قانون بپذیریم و بر مبنای آن بازی کنیم.

اگر چنین باوری دارید، سخت در اشتباهید. به شما دروغ گفته اند. شما را گمراه کرده اند. شما برای جذب آن زنی که دوستش دارید، محتاج داشتن پول زیاد یا قیافه ی جذاب نیستید.

اما انتظار ندارم که حرفم را به راحتی باور کنید. می دانم که ادعای من احتمالا با دنیای شما فاصله ی بسیاری دارد. اما اگر واقعا می خواهید در این بخش از زندگی خودتان تحولی اساسی به وجود آورید و قدرت جذب و نگه داشتن زن دلخواهتان را بدست آورید، باید کمی صبور باشید و اجازه دهید تا من برایتان روشن کنم که حقیقت پس پرده چیست و چرا کسانی که حتی آن را می دانند، دوست ندارند من و شما به آن پی ببریم.

پس دریچه های ذهنتان را باز کنید و بدون جانبداری، حرفهایم را بشنوید.

چند سال پیش، محققان آزمایش جالبی روی مردان و زنان انجام دادند. در مرحله ی اول، آنها دستگاه حِسگری به مغز مردان متصل کردند و بعد تصاویر زنان مختلفی را به آنان نشان دادند. سپس از آنان خواسته شد تا به محض دیدن تصویر زنی که برایشان جذاب بود؛ آن را اعلام کنند.

با این کار، محققان می خواستند بفهمند که مردان چگونه مجذوب زن ها می شوند. آنها می خواستند بفهمند که موقع دیدن تصویر آن زن جذاب، دقیقا چه اتفاقی در مغز مردان رخ می دهد.

نتایج آزمایش جالب بود: وقتی مردان تصویر زنی را می دیدند که برایشان جذاب بود، آن قسمتی از مغزشان که کارش پردازش تصاویر بود، روشن می شد. به همین دلیل، می توانیم به راحتی نتیجه بگیریم که مردان در نگاه اول، بیش از هر چیز دیگری، مجذوب چهره ی یک زن می شوند. مغز مردان طوری سیم کشی شده است که به زیبایی ظاهری یک زن خیلی سریع واکنش نشان می دهد. البته این بدین معنا نیست که فقط از طریق نگاه مجذوب زنی می شوند. اما در حالتی که هیچ ارتباط دیگری بین دو جنس نباشد، مردان فقط بر مبنای زیبایی یک زن نسبت به وی احساس کِشِش می کنند.

خوب تا اینجای کار را خودتان هم می دانستید! اجازه دهید ببینیم وقتی همین آزمایش را روی زنان انجام دادند، چه روی داد.

وقتی دستگاه حِسگر به مغز زنان وصل شد تا واکنش های شیمیایی درون مغزشان را اسکن کند، مشاهده شد که مغزشان به هنگام احساس جذابیت، مجموعه ای از واکنش های پیچیده را از خود نشان می دهد. مثلا وقتی تصویر مردی را می دیدند، بخشی از مغز فعال می شد و سپس بخشی دیگر و بعد بخشی دیگر. به عبارت ساده، مغز آنها از الگوی ثابتی پیروی نمی کرد. مغز زنان فقط بر مبنای چهره ی مرد، واکنش نشان نمی داد. مغز آنها، چهره هایی مثل آن تصویر را به خاطر می آورد، بعد در مورد آن با خود حرف می زدند و حتی تجسم می کردند که اگر آن مرد آنها را لمس کند، در بدن خود چه حس خواهند کرد. نتیجه ی تمام این واکنش های غیر ارادی به تصویر مردان، باعث می شد که اعلام کنند تصویر مردی برای آنها جذاب هست یا نیست.

پس همانطور که دیدیم، واکنش حسی زنان، فقط بر مبنای جذابیت ظاهری شما نیست. همچنین در این آزمایش، آنها از وضع مادی مردانی که تصویرشان را می دیدند اطلاعی نداشتند. پس می توان نتیجه گرفت که برخلاف شما، خانم ها فقط بر مبنای یک ویژگی، جذب مردی نمی شوند. چیزهای زیادی باید در مغز آنها روی دهد تا بتوانند احساس کنند که از مردی خوششان می آید.

همچنین یک آزمایش دیگر توسط محققان نشان داده که ما انسانها، به طور غریزی، جفتی را برای خود انتخاب می کنیم که سیستم ایمنی متفاوتی از ما داشته باشد. چون اگر سیستم ایمنی زوج شما، متفاوت از خودتان باشد، فرزند مشترکتان، در برابر بیماری های بیشتری ایمن و مقاوم خواهد بود.

فرض می کنیم که شما ۶ ژن تعیین کننده در این زمینه دارید و همسرتان نیز ۶ ژن دیگر. اگر همسر شما، ۴ ژن از ۶ ژن خودش، با شما مشترک باشد، در مجموع ۸ ژن منحصر به فرد، به فرزندتان انتقال پیدا خواهد کرد. اما اگر زوج شما هیچ ژن مشترک با شما نداشته باشد، هر کدام از شما ۶ ژن منحصر به فرد به فرزندتان انتقال خواهید داد که در مجموع ۱۲ ژن خواهد شد. این باعث خواهد شد که فرزند شما سَبَدِ ژنی متنوع تری داشته باشد و در برابر بیماری های بیشتری مقاوم باشد. به عبارت ساده، شانس فرزند شما برای زنده ماندن و تداوم نسل شما، چندین برابر بیشتر می شود.

و فکر می کنید ساده ترین راه، برای یافتن زوجی با ژن های متفاوت چیست؟

خیلی ساده: بو!

بدن همه ی ما، بویی منحصر به فرد دارد. اگر کسی ژن های مشترک زیادی با ما داشته باشد، بوی بدن وی ما را پس می زند. اما اگر هیچ ژن مشترکی با ما نداشته باشد، بوی بدنش ما را به خود مجذوب می کند!

و ما تمام این کارها را ناخودآگاه انجام می دهیم. اگر در فاصله ی یک متری او باشیم، سیستم بویایی ما این بو را تشخیص می دهد و سیگنال هایی به ضمیر ناخودآگاه ما می فرستد که ما را به آن فرد متمایل می سازد، و یا دفع می کند، بدون آنکه خودمان خبر داشته باشیم.

آیا شما فکر می کردید که برای ازدواج موفق، باید مشترکات بیشتر با زوجتان داشته باشید؟؟ فعلا همین قدر بدانید که در سطح جسمی و غریزی، دقیقا عکس تصورات شما درست است. شما به طور طبیعی، مجذوب کسی می شوید که با شما مشترکات کمتری دارد!

در مورد دلایل این، در خبرنامه های بعدی توضیحات بیشتری خواهم داد.

هنوز قانع نشدید؟ هنوز فکر می کنید که نداشتن پول بیشتر یا خوش قیافه نبودن مانعی بر سر راه شماست؟

اگر این طور است، اجازه دهید تصور کنیم که حق با شما باشد. بیایید فرض کنیم آن دختر خانمی که شما به آن علاقه دارید، فقط پول و زیبایی برایش مهم است و بخاطر همین مسئله به شما جواب منفی داده است.

و همچنین فرض کنیم که به محض خریدن آن ماشین یا خانه، وی با شما ازدواج کند. تمام مشکل وی، ثروتمند نبودن شما بوده و پس از اثبات خودتان، حالا او مال شماست.

حال می خواهم سوالی از شما بپرسم. پس از آنکه با چنین زنی ازدواج کردید، اگر روزی به مشکل مالی خوردید؛ چه روی خواهد داد؟

اگر روزی فرا رسید که ثروت شما کمتر شد و لازم بود که همسرتان در خانه ای کوچکتر و با شما زندگی کند، چه روی خواهد داد؟

خوب به سوال من فکر کنید. مهمترین معیار وی برای انتخاب شما، دارایی های شما بوده است. حالا که ندارید، چه جذابیت دیگری برای وی خواهید داشت؟

می توانم به راحتی آینده ی چنین رابطه ای را پیشبینی کنم. در قدم اول، غُر زدن های وی شروع خواهد شد. او شما را با مردان دیگر مقایسه خواهد کرد. سپس، از این شِکوِه خواهد کرد که شما جوانی وی را هدر داده اید و او می توانست با مردان به مراتب بهتری ازدواج کند.

همچنین بسته به اینکه دلیل از دست دادن ثروتتان چه بوده، وی هوش و قدرت تصمیم گیری شما را نیز مورد انتقاد شدید قرار خواهد داد. طوری که اعتماد به نفس شما از بین رفته و غرور مردانه تان بِشکند.

و در نهایت اگر اوضاع به حالت عادی باز نگشت، قابل انتظار است که وی شما را ترک کند. اگر حتی به طور رسمی شما را ترک نکند، به طور عاطفی شما را ترک خواهد کرد و بقیه زندگی به کامتان تلخ خواهد شد.

اما ما مرد ها حاضر نیستیم که واقعیت را ببینیم. اولا این اجازه را به زن ها می دهیم که ما را بر مبنای ثروت یا قیافه مان قضاوت کنند. البته آنها همیشه به نوعی شما را قضاوت خواهند کرد. مشکل اینجاست که شما چقدر به قضاوت آنها اهمیت دهید و بخواهید خودتان را با معیار های آنان تطبیق دهید. اگر شما معیار های آنان را پذیرفتید و سعی کردید که خودتان را به شکلی در آورید که او می خواهد، شما قوانین وی را پذیرفته اید و حالا او مسیر زندگی شما را مشخص خواهد کرد.

از طرف دیگر ما مردان تصور می کنیم که بعد از ازدواج، به هر حال رابطه ی عاطفی بین ما همسرمان شکل خواهد گرفت و او دیگر فقط بر مبنای داشته هایمان ما را دوست نخواهد داشت. این هم از آن حرفهایی است که برای فریب دادن خودمان می زنیم. چرا؟ چون ما مردان در موقع عاشق شدن، کاملا بی دفاع می شویم و نمی توانیم آینده را شفاف پیش بینی کنیم. ما فقط می خواهیم به دختر مورد علاقه مان برسیم. ما به عنوان یک مرد، برای جنگیدن و بُردن تربیت شده ایم و به محض روبرو شدن با دختری که دوستش داریم، آگاهی خود را از دست می دهیم و تبدیل به روباتی می شویم که فقط برای یک هدف ساخته شده است. و همین ضعف ما در دانستن نقاط ضعفمان، ما را بیچاره می کند.

اجازه دهید به شما بگویم که چرا این تصور ما، عاقبت نادرست از آب در می آید.

اگر شما می خواهید که با زنی چنان رابطه ی عمیقِ احساسی داشته باشید که وی بخاطر داشته هایتان فقط کنارتان نباشد، این خود به خود روی نخواهد داد. از همان ابتدای آشنایی، شما باید بدانید که چگونه دکمه های احساسی یک زن را فشار دهید و کاری کنید که او شما را مرد رویایی خودش بداند. او باید احساس کند که غیر از شما هیچ مردی نمی توانست او را خوشبخت کند و حتی وقتی نیستید، به شما فکر کند.

اما آیا شما بلدید که چگونه چنین تاثیری روی یک زن بگذارید؟ آیا شما می دانید که چه چیزهایی عمیقا قلب یک زن را به تپش وادار می کند و او را وادار می کند تا ناخواسته به شما فکر کند؟

احتمالا نه!

چرا چنین حرفی می زنم؟

برای آنکه اگر چنین مهارت هایی داشتید، هرگز برای تحت تاثیر قرار دادن وی، از داشته های خودتان استفاده نمی کردید.

آیا شما جزو آن مردانی هستید که در دوران آشنایی پیش از ازدواج، در مورد ثروت و دارایی های خودتان زیاد حرف می زنید؟ آیا به طور غیر مستقیم از موقعیت شغلی خودتان تعریف می کنید؟ آیا وقتی زنی از شما در مورد شغلتان یا منبع درآمدتان می پرسد، بلافاصله صادقانه جواب وی را می دهید؟

آیا حتی سعی می کنید تا دارایی های خود را، بیش از آنچه هست نشان می دهید؟

من حدس می زنم که شما بعضی از این کارها را، ناخواسته انجام می دهید. متاسفانه هیچ کدام از ما مردان، معلم خوبی در این زمینه نداشته ایم. ما هر آنچه از اطرافیان به ما گفته شده، به عنوان واقعیت پذیرفته ایم. در نتیجه، بعد از ازدواج، با حقایق تلخی روبرو می شویم که متاسفانه ما را به سمت طلاق عاطفی یا رسمی می کشاند.

و در قدم بعد، ما قضاوت نادرست دیگری در مورد شکست عشقی مان می کنیم و به زن ها بد بین می شویم. ما فکر می کنیم که زن ها قصد سواستفاده از ما را دارند و فقط برایشان یک وسیله هستیم. در نتیجه ممکن است از آنها کینه به دل بگیریم و سعی کنیم که تلافی کنیم. در نتیجه، وقتی ما به عنوان یک مرد باورهای نادرستی، از همان اول، درباره ی ازدواج و خواسته ی زنان در خود شکل می دهیم، عاقبت هم خودمان را بیچاره می کنیم و هم به جامعه ی بزرگتری آسیب می زنیم.

این چرخه باید متوقف شود. باید کسی در کنار ما باشد تا گوشمان را محکم بپیچاند و بگوید که “تو خودت مسئول شرایط فعلیت هستی. تو خودت زنی را به زندگیت جذب کردی که تو را فقط بر مبنای ثروت یا قیافه ات انتخاب کرده است. او تقصیری ندارد. این تویی که نباید اجازه می دادی چنین چیزی از همان اول رخ دهد.

اگر بخواهید، من همان برادری خواهم شد که از روی محبت، گوشتان را می پیچاند و اجازه نمی دهد که دوباره این اشتباه را انجام دهید.

در گذشته، من افتخار داشتن چنین برادری را پیدا کردم. او مردی با تجربه بود که در مواقع لازم گوش من را می پیچاند و به من هشدار می داد. باید اعتراف کنم که همیشه بچه ی حرف گوش کنی نبودم و دفعات اول با لجبازی کاری را که دوست داشتم کردم… البته بعدها هزینه اش را هم دادم! (بعدا در مورد این اشتباهاتم با شما صحبت خواهم کرد.)

اما بالاخره، به این نتیجه رسیدم که از تجربه ی وی استفاده کنم و اشتباهات وی را دوباره مرتکب نشوم. به محض اینکه چنین تصمیمی گرفتم، سرعت پیشرفت من در دنیای عشق ده برابر شد.

اولین کاری که من کردم این بود که سریع تشخیص دهم آیا یک دختر خانم، به دنبال سنجیدن من با معیارهای مادی و ظاهری است، یا اینکه شخصیت و استعداد های بالقوه ی من برایش مهم است؟

به تدریج من قادر بودم حتی از شیوه ی حرف زدن یک خانم بفهمم که اگر با من ازدواج کند، این را به چه قصدی انجام دهد؟ اگر ذره ای احساس می کردم که وی فقط بر مبنای پول و ظاهر مردی را انتخاب می کند، من طوری رفتار می کردم که وی هر چه سریعتر از من فاصله بگیرد و حتی ذره ای به من فکر نکند!

وقتی که این کار را درست انجام دهید، نتایج شگفت انگیزی را شاهد خواهید بود. مثلا در بعضی از موارد، این خانم ها، به خاطر برخورد من، معیار های سنجش خود را عوض می کردند. انگار دیگر داشته های من برایشان مهم نبود و آنها می خواستند بیشتر درباره ی خود واقعی من بدانند!

(دلیل این تغییر رفتار زنان را در ایمیل های دیگرم توضیح خواهم داد.)

و باید به شما بگویم که تعداد زنانی که مطلقا به ثروت یا ظاهر مرد اهمیت می دهند، زیاد نیست. من به ندرت با چنین زنانی روبرو شده ام. شاید حداکثر ۲۰ درصد آنها اینطور باشند. اما من می دانم که احتمالا حرف من را به راحتی نمی پذیرید. از دید شما همه ی زن ها پول پرست هستند و به ظواهر فقط اهمیت می دهند.

می دانید دلیلش چیست؟

دلیلش خیلی روشن است: ما مردان با استفاده از قدرت باورهایمان، موفق شده ایم کاری کنیم که حتی زنان عادی و غیر پول دوست هم، ما را بر مبنای داشته هایمان بسنجند! ما به این زنان هم، یاد داده ایم که تصور نکنند ما چیزی بیش از داشته هایمان هستیم.

همانطور که می بینید، ما مردان قدرت فوق العاده ای در محقق کردن باورهایمان داریم، مخصوصا وقتی باورمان اشتباه است و حتی به ضرر خودمان تمام می شود!

حال شاید از من بپرسید که حرف های من چه فایده دارد؟ چگونه باید در عمل از این اشتباه اجتناب کرد؟؟

پاسخ این سوال مفصل است، اما همینجا چند مثال ساده برایتان خواهم زد تا بدانید چطور می توانید طور دیگری رفتار کنید تا بلافاصله جذابیتتان در چشم زنان افزایش یابد.

فرض کنیم که با خانمی تازه آشنا شده اید. یکی از اولین سوالاتی که وی حتما از شما می پرسد این است:

“شما کارتون چیه؟”

او می خواهد بداند که شما شغلتان چیست و به واسطه ی همین اطلاعات، جایگاه شما را در بین طبقات مردان بداند. آیا بالا هستید، یا پایین؟ آیا ارزش وقت و توجه وی را دارید یا نه؟

دفعه ی بعد که با چنین موقعیتی روبرو شدید، بجای اینکه خیلی سریع جواب سوال وی را بدهید، این پیشنهاد من را امتحان کنید.

قیافه ای نسبتا جدی به خود بگیرید و بگویید:

“من کارم تجارت بَرده است!”

بعد مکث کنید! خوب به حالت صورت وی نگاه کنید. اگر این کار را درست انجام داده باشید، وی کمی سردرگم شده است و ممکن است از شما بخواهد که بیشتر توضیح دهید. اگر این طور بود اینگونه ادامه دهید:

“این تجارت خانوادگی ما از زمان کریستف کلمب بوده! اجداد من با کشتی برده ها رو به آمریکا می بردن.. منتها من الان با هواپیما جابجاشون می کنم!!”

تا به این نقطه برسید، او احتمالا دارد می خندد. برای هیچ کس حرف های شما باور پذیر نیست و هیچ کسی نمی تواند حرف های شما را جدی بگیرد.

اما شما با این کار چند پیغام قدرتمند به ذهن ناخودآگاه آن زن می فرستید:

۱٫ من فقط وقتی در مورد کارم صحبت خواهم کرد که شما را به اندازه ی کافی بشناسم و “بخواهم” که در مورد آن حرف بزنم.

۲٫ من یک مرد کِسل کننده و تکراری نیستم که به همه ی سوالات، جوابِ سَر راست بدهد. سرگرمی و شاد بودن، برای من مهمتر از چیزهای دیگر است و من فقط آدم هایی را به خود جذب می کنم که آنها نیز به شاد بودن اهمیت بیشتری می دهند و زیاد جدی و خشک نیستند.

۳٫ من به اندازه کافی عزت نفس دارم و شخصیت چند بعدی و جالب خودم را، برای به وجود آوردن جذابیت کافی می دانم. من نیازی ندارم که برای اثبات خودم، دارایی ها (یا موقعیت اجتماعی خودم) را به رُخ کسی بکشم.

ترکیب این ۳ عامل، همان جذابیتی را به وجود می آورد که سطح رابطه را از دنیای مادی، به دنیای احساسی ارتقا می دهد.

حال اگر این ساختار جدید ذهنی را خوب یاد بگیرید می توانید هزاران هزار جواب متفاوت به این سوال دهید که نشانگر وابستگی شما به ثروت و دارایی هایتان نباشد:

– می تونم بپرسم کارتون چیه؟

– بله، البته. من مسئول تست طعم شکلات هستم!

– چه جالب؛ یعنی دقیقا چیکار میکنید؟

– هیچی، هر ماه ده میلیون حقوق می گیرم تا شکلات بخورم و به صاحب کارخونه بگم از کدوم خوشم اومده و کدوم نه. کار خیلی سختیه… ولی بخاطر درآمد خوبش مجبورم انجام بدم.

– واقعا؟ من نمی دونستم از شکلات خوردن هم میشه پول درآورد!

– بله میشه. و اگه آدم رازداری باشید می تونم بهتون بگم که کار پاره وقت دیگه ای که دارم چیه. اون دیگه شاهکاره…

– چیه؟؟

– مسئول تست طعم سماق هم هستم. هفته ای فقط سه بار. چون وقتی سماق می خورم صورتم سرخ میشه و دیگه نمی تونم از خونه بیام بیرون

– جدا؟ … فکر کنم دارید سر به سرم میذارید…

– [مکث ۵ ثانیه ای] … متاسفانه بله! … آبروم رفت، نه؟ … اما حالا اگه شما می تونستید شغل من رو داشته باشید، دوست داشتید مسئول تست طعم چی باشید؟؟

آیا متوجه می شوید که قصد من از گفتن این حرف ها چیست؟ شما باید بلد باشید که چگونه در همان فرصت اول، احساسات مثبت را در خود خلق کنید و آن را به محیط اطراف انتشار دهید. زنانی که اعتماد به نفس و عزت نفس داشته باشند، عاشق مردی می شوند که می تواند بدون اجازه گرفتن از آنها، خودش احساسات شاد و مثبت را ایجاد کند و فضای بی روح زندگی مدرن را، لطیف و کودکانه سازد.

اما اگر شما اینگونه نباشید، مکالمه ی شما با آن خانم، دقیقا مانند “مصاحبه ی کاری” خواهد شد. انگار شما دارید برای استخدام در یک موقعیت شغلی، مصاحبه می شوید: کارت چیه؟ چی خوندی؟ کجا زندگی می کنی؟ توقعاتت چیه؟ … شرمنده.. رد شدی. نفر بعدی!

این اشتباهی است که ما مردان زیاد انجام می دهیم. خود من بارها انجام داده ام!

در دنیای اقتصاد، لغت خاصی برای این دارند که من می خواهم برای اولین بار آن را وارد دنیای عشق و ازدواج کنم: Commoditization

من آن را به فارسی اینگونه برمیگردانم: خود-کالا-سازی!

ما خودمان را به سطح “کالا” تقلیل می دهیم. یک کالای قابل جایگزین. ما فکر می کنیم که اگر بتوانیم به عنوان یک کالا، نظر مثبت زن دلخواهمان را جذب کنیم، بالاخره روزی از این جایگاه بالاتر رفته و دیگر کالایی ساده نخواهیم بود. این دروغ بزرگی است که ما به خود می گوییم. یادتان باشد که یک کالا، همیشه یک کالا باقی می ماند. پس خودتان را یک کالا نکنید!

من قصد داشتم که در اینجا، در مورد ۳ باور اشتباه مردان درباره ی خانم ها صحبت کنم. اما توضیح همین باور اول به درازا کشید. اشکالی ندارد. لازم بود که خیلی عمیق در مورد این باور اشتباهمان صحبت کنیم تا دیگر مرتکب آن نشویم. دو اشتباه دیگر را، فردا در همین بخش توضیح خواهم داد.

اما اگر می خواهید که هر چه سریعتر، به تمام تکنیک های من جهت جذب زن زندگیتان، و نگه داشتن وی دست پیدا کنید، توصیه می کنم که مطالب این بخش را حتما از اینجا مطالعه کنید.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده nasleweb
بارگذاری بیشتر در تازه عروس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

یک ازدواج موفق شما را به آرامش خواهد رساند

ازدواج موفق شما را به آرامش خواهد رساند در دو مطلب قبل در مورد دو باور غلط شما در مورد زنا…